تبليغاتX
دفتر عشق - شاید بهار ان جاست
<marquee direction="right">عاشق نشدي وگرنه ميدانستي پاييز بهاري است كه عاشق شده است</marquee>

 

 

 

 

اخرين دريچه ي اميدم هم بسته شد

اين سوي ديوار تنهايي مانده ام

لبريز از فرياد گنگ

خسته ام از بي عدالتي روزگار

 دل ها مرده اند

مشتي خاك شد ،قلبها

 بوي تعفن احساسم پشت اين ديوارها

تنها يادگار توست

 احساس هم مرد

نه دلي موند نه حرفي نه عدالتي

نه احساسي و نه قلبي

 جاي من نيست

ميروم....

اين جا خزان است بهاري نمانده

دنياي زشتتون هم براي خودتون

 من از كنج ديوار نوري ديدم

ميروم ان جا

شايد بهار ان جاست

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 13:49  توسط یه تنها |