![]() |
![]() |
|
| <marquee direction="right">عاشق نشدي وگرنه ميدانستي پاييز بهاري است كه عاشق شده است</marquee> |
|
کاش خانه من و تو آنجا بود... آنجايي که هنوز خدا ميان مردم ارزش داشت. «قسم» معني خود را از دست نداده بود و پيمان شکستني نبود.
نداشتيم و تابستانها از گرماي طاقتفرسا رنج ميبريديم ولي....
داشتي... و با من مثل يک عروسک کوکي رفتار نميکردي. کاش به من دروغ نميگفتي و دل شيشهاي مرا که در کف دست گرفته بودم، باور ميکردي.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 11:54 توسط یه تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| پیوندها |
|
روزهاي انتظار(دوست عزيزم بهار) دوست خوبم امير يدالهي حريم عاشقي(دوست خوبم مجيد) قلندر شب(اراد) عشق هرگز نمیمیرد(حامد) |
|
RSS
|